خلاصه داستان: هنگامی که رجب ایودیک و بهترین دوستش نورالله تصمیم می گیرند از خانه روستایی که از مادربزرگش به رجب منتقل شده بود دیدن کنند، آنها خود را در تلاش برای نجات دهکده و جنگل های اطراف می بینند.
خلاصه داستان: یک روز از زندگی یک هنرمند کتاب های مصور و خانواده اش در روسیه پس از شوروی. پتروف در حالی که از آنفولانزا رنج میبرد، توسط دوستش ایگور در یک پیادهروی طولانی حمل میشود و از خیال و واقعیت خارج میشود.